تبليغاتX
حرفهای من برای تو... - دوستت دارم...
 دوستت دارم...

ساعت ۱۰ صبح  کافی شاپ ... :

صدای روشن شدن کبریت واسه چندمین بار...

چندمین سیگاری هست که از صبح کشیدی ...؟؟؟

به خودت نگاه کردی ...؟؟؟

شکل سیگار شدی...

سکوت...

...

...

...

اگه نیاد چی...؟؟؟

اگه ...

اگه...

...  

اگه نیاد که تکلیفت مشخصه ... .

اگه بیاد چی...؟؟؟

زیر سیگاری پر شده ... .

پاکت سیگار خالی...

آقا ...

من میرم یه پاکت سیگار بگیرم .

میز رو به کسی ندید...

خیابون چرا انقدر شلوغه...

چرا انقدر روشنه...

چرا انقدر...

...

...

مرتیکه کر...

نمیشنوه چی میخوام...

اصلا به تو چه که من چرا سیگار میکشم...

...

...

...

دوباره تاریکی کافی شاپ ...

خدای من... چه قدر آرامش بخشه...

پرنده های قفسی... ... ...

 از راه پله صدای پا میاد ...

خدا کنه خودش باشه...

خدا کنه...

...

...

-سلام

-سلام

سکوت ...

...

...

...

-بالاخره اومدی...

-نباید میومدم؟؟؟

خدای من یعنی چی میشه ؟؟؟

اگه موندن رو قبول نکنه...

اون میمونه...

احمق این تو بودی که کم آوردی ...

آره... من کم آوردم... من...

من...

...

...

...

بازم سیگار...

این هالو چرا زیر سیگاری رو برده...

احمق...

دوباره زیر سیگاری رو آورد...

سکوت...

سکوت...

سکوت...

-چرا ساکتی؟؟؟

-مگه چیزی واسه گفتن مونده...

سکوت ...

...

...

یه مشت چرت و پرت...

-من کم آوردم...

-واسه بار دوم...

-من توی رفتن هم کم آوردم...

خواهش میکنم بمون...

نذار من برم...

تنها چیزی که میتونه منو منصرف کنه تویی...

بازم  سیگار...

نمیتونم تمرکز کنم...

چرا دستام میلرزه...

خدای من...

...

...

...

بازم سیگار...

دیگه چیزی یادم نمیاد...

...

...

...

خدا یا خیلی دوست دارم...

نذاشت من برم...

این بار خودمم دوست نداشتم اون تیغ لعنتی رو واسه بار دوم بردارم... .

خدایا... دوستت دارم.

تو رو هم دوست دارم...

...

...

...

...  .

 

 

|+|  |
 
 
بالا